تبليغاتX
به خدا مهدی فاطمه(عج) میاد

به خدا مهدی فاطمه(عج) میاد

مرکز فرهنگی معراج شهدا

خونه تکونی

سلام خدمت همه دوستان عزیز ...

درسته همه ما سایمون سنگین شده و کم میاییم .. اما یقین کنید همتون رو دوست داریم ..

تصمیم به خونه تکونی گرفتیم ... این قالب قابل انتقاده و شاید خیلی ها نپسندن اما داره روش کار میشه ایشالله سعی داریم هر چه زود تر و بهتر با یه قالب خوب بیاییم سراغتون ...

اما شرط داره :  دعامون کنید .

خیلی خوشحال میشیم اگه نظراتتون رو برامون ینوسین ... راهنمایی کنین ... طرح بدین  و ...

منتظریم رفقا ...

یا علی مددی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 8:25  توسط khadem  | 

          محرم آمد                                                 

                                                              محرم

اي ماه خون، بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم كربلايي، قصه آلاله هاي سرخ

را به گوش جان مي رساني. دوباره سكوت تاريخ را در هم مي شكني و بغض ناله

 را از تنگناي حنجره ها آزاد مي كني. بار ديگر از راه ميرسي و برف سكوت را با

 آفتاب عشقي كه بر آسمان سينه داري، آب مي نمايي و آن را به اقيانوس

خروشان فرياد مي رساني! اي ماه خدا! قدومت گرامي.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 15:29  توسط khadem  | 

 

امام رضا (ع) فرمودند:

همانا غدیر در آسمانها شناخته تر شده از روی زمین است.

بحارالانوار-جلد ۹۴-ص۱۱۸

به مناسبت عید سعید غدیر پنجشنبه ۲۸/۹/۸۷ مراسم جشنی منزل برادر سجادیان برپا می باشد.

مکان:شهرک ولیعصر -بلوار فدک -کوچه ۹-پلاک ۲۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 1:54  توسط khadem  | 

توسل به امام حسين (ع)

امشب

در مراسم هفتگي كانون فرهنگي معراج شهدا منتظرتان هستيم.

رأس ساعت ۱۹ به مدت ۲ ساعت

مكان:بلوار فدك -كوچه ۳۰۳ -جنب تالار مرواريد-منزل برادر صابري

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:56  توسط khadem 

سفر توس

خبر       خبر       خبر       خبر       خبر

دارام دیرم دارام دیریم داریم میریم!!!!!!!!

 

کجا؟؟؟؟؟

 

پابوس امام رضا...........

فقط دل تنگا میتونن بیان

 

سفر عشقو شروع کن دلتو بزن به دریا

بیا با یه عده مجنون بشیم آواره صحرا

 

ثبت نام سفر مشهد آغاز شد.

مکان ثبت نام:مرکز فرهنگی معراج شهدا

زمان ثبت نام:تا ۱۵ مرداد

زمان حرکت:۳۰ مرداد به صورت خانوادگی

وسایل لازم:یه قلب صاف و بی ریا و یه دل تنگ برا

 

امام رضا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 1:12  توسط khadem  | 

فاطمه واژه بی خاتمه

برای دیدن کامل عکس روی آن کلیک کنید

 

هر کجا بیند مرا قنفز سلامم می کند

 

آن سلامی که زصدها زخم کاری بدتراست

 

 

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 23:50  توسط khadem  | 

عشق واقعی

عشق یعنی:
عشق یعنی دل سپردن در الست

از می وصل الهی مست مست

عشق یعنی ذکر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست وپا
عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق یعنی صبر در هنگام خشم
عشق بعنی جای سیلی روی چشم
عشق بر دلها شهامت می دهد
عشق بر غمها حلاوت می دهد
عشق بر دلداده فرمان می دهد
عاشق جانداده را جان میدهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق یعنی صحبت بی واهمه
عشق یعنی انقلاب فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه
بیت الاحزان خراب فاطمه
آنکه خود مرد دلیر جنگ بود
دستگیر فرقه ای صد رنگ بود
عشق یعنی عاشقی در تار وپود
گردش دستاس با دست کبود
عشق یعنی گریه های حیدری
دختری دنبال نعش مادری
عشق یعنی قلب چون آیینه ای
جای میخ دربه روی سینه ای
عشق یعنی انتظار منتضر
سینه ای مجروح از مسمار در
عشق یعنی طاعت جان آفرین

رد خون سینه بر روی زمین

اگه حال نکردین دیگه با این حال کنین

دانی که چرا چشم خدا داه بشر را
زیرا که خدا عاشق چشمان حسین است
دانی که چرا چوب شود قسمت آتش
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است
دانی که چرا آب فرات هست گل آلود
شرمندگیش از لب عطشان حسين است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:11  توسط khadem  | 

جشن میلاد امام حسن عسکری

  جشن میلاد نور                   جشن میلاد نور

جشن میلاد یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت

حضرت امام حسن عسکری(ع) در روز جمعه ۲۳/۱/۸۷ در مرکز فرهنگی معراج شهدا

 برگزار میگردد لذا از علاقه مندان دعوت به عمل می آید.

مکان:شیراز.بلوار مدرس. شهرک ولی عصر(عج) .حسینیه علی ابن الحسین(ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:31  توسط khadem  | 

بیو گرافی امام حسن عسکری(ع)

 

ابومحمد، حسن بن علی العسكری علیهم السلام در ماه ربیع الاخر سال 231 (و به نقلی 232 ق) در مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام علی هادی علیه السلام و مادرش بانویی صالح و عارف به نام سوسن (یا حدیثه یا سلیل) بود. آن حضرت 22 یا 23 سال داشت كه پس از شهادت پدر بزرگوارش (در سال 254 ق) به امامت رسید و در هشتم ربیع الاول سال 260 ق كه حدود 28 یا 29 سال داشت، شربت شهادت نوشید و در خانه خود، در جوار تربت شریف پدر در سامرا به خاك سپرده شد.

در شمایل آن حضرت آورده‌اند كه رنگش گندم‌گون، چشمانش درشت و سیاه، رویش زیبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود و با وجود جوانی، مشایخ قریش و رجال و علمای زمان را تحت تاثیر خود قرار می‌داد. دوست و دشمن به برتری او در علم و حلم و جود و زهد و تقوا و سایر مكارم اخلاق اذعان داشتند. چون او و پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام در محله عسكر (قرارگاه سپاه) در شهر سامرا زندگی می كردند، به «عسكری» لقب یافتند و نیز این دو امام مانند امام جوادعلیه السلام به احترام جد بزرگوارشان حضرت رضا علیه السلام به «ابن الرضا» مشهور بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:14  توسط khadem  | 

شهید حسن باقری

شهید زنده است

باران ببار که دل ما گرفته است...می خواستم فضارو عوض کنم.اما ،دل رخصت نداد و نشد...هنوز هم حرف دلتنگیه ... شاید جنوب بهانه ای بود برای یاد کردن از شهید و شهادت.که یادش فقط مال دیروزها نیست،مال هرروزه... حرف همیشه است .حتما شنیدی که شهید زنده است.

آدرس بدم؟آیه ی169 سوره آل عمران
"ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"

نمی دونم حس کردی یا نه!زنده بودنش رو ..نفس کشیدنش..خنده هاش..گریه هاش
خواستم راز دلم پیش خودم باشد و بس...در می خانه گشودند و چنین غوغا شد

تا اینجا رو گفتم و الباقی...بماند.تصمیم دارم از شهدا بنویسم و از مرامشون.هرچند مختصر.ممکنه پشت سر هم نشه اما سعیمو می کنم .
...
یا حسین...

نام: سردار شهید غلامحسین افشردی
معروف به:حسن باقری
یادگاری شهید:امام صادق علیه السلام اشاره که می کرد اصحابش از قبیل "هارون مکی"می رفتند توی تنور داغ.بسیجی ها هم این جوری اند،اینها پدیده ی جدید خلقت اند.
از زبان همرزم شهید‌،سردار فتح الله جعفری : ارتباطمان با حسن باقری دو گونه بود ، یکی ارتباط عاطفی بود که حسن با همه داشت،یکی دیگر ارتباط کاری.من تلاشم بر این بود که در ماموریتها با حسن بروم.چون از نظر مسائل تربیتی و اخلاقی خیلی برایم تاثیر گذار بود. حسن خیلی اطلاعات داشت،وقتی باهاش حرف می زدی ،در هر لحظه از او اطلاعات می گرفتی .چیز یاد می گرفتی هم نظامی ،هم اخلاقی ،توی هر زمینه ای
.
دیگران را نسبت به خودش ترجیح می داد.ما که هم ردیف ایشان نبودیم.زیر دستشان بودیم.همین نوع برخوردش با زیر دستها کم کم روی ما تاثیر گذاشت.یعنی آن چیزی را که باید به ما نصیحت می کرد ،در عمل می گفت.این برخورد باعث می شد جاذبه ای بین افراد بوجود بیاورد،هم تیزهوش بود هم پرکار.علت موفقیت حسن در جنگ اطلاعات بود.حسن دشمن را پیش بینی می کرد.اطلاعات داشت و می گذاشت کنار همدیگر.

حالا که خوندی شهیدرو با این حدیث بسنج..

امام صادق(ع) فرمودند:

مردم را با غیر زبانتان(یعنی با کردارتان)بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند.زیرا این امور آنان را (بسوی حق)فرا می خواند.
کتاب جهادالنفس وسائل الشیعه-حدیث195

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 19:15  توسط khadem  | 

پیامبر اکرم

پشت زمینه پیامبر اعظم(ص)

این تصویر هم اهدایی بچه های مرکز به همه عاشقان

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:35  توسط khadem  | 

حرف دل

نمیدونم همیشه این حرف کنج دلم بیتوته کرده بود .حرفی که باید میگفتم.حرفی که سالهاست دیگه مد محافل نیست.شاید با گفتنش خیلیها بگن بابا تو که ساعتت یک ربع از قرن عقبه اما نه.این حرفی که میخوام بگم ساعتش همیشه صلاه ظهر یعنی عقربه اش همیشه خورشید و وسط آسمون نشون میده.

مگه کسی میتونه خورشید وسط ظهر انکار کنه. این حرف هم از همون حرفایی که هر کسی انکارش کنه با هر عقیده و مسلکی هم باشه بی انصافه.

یه سئوال دارم :سینه جلوی سرب داغ سپر کردن کار هر کی میتونه باشه؟آدمی باید چه روحی داشته باشه که بی ادعا جلوی ترکش و آهن و گلوله بایسته؟

جنس زمینی حتما جوابش منفیه.پس این مردای بی ادعایی که رفتن چه جنسی داشتند؟

جوابش خیلی آسونه آره جسمشون زمینی بود اما روحشون ملکوتی.

همیشه پیش خودم صحنه شهادت سید الشهدا (ع) رو بارها مرور کردم با خودم میگفتم چه مرگ دردناکی سر از تن آدمی جدا کنن.واقعا امام حسین(ع) اون دردی که منو شما با معیار های زمینی احساسش میکنیم احساس کرد؟

جوابشو یه دلسوخته زیبا داد اون گفت:کسی که روحش افلاکی باشه تو ظرف زمینیها نمیگنجه همه چیزش با ما ها فرق داره.

خوشحالیش.غمش.دردش و...................

چون همه چیزش برای رضای خداست.کسی هم که دار و ندارش برای خدا باشه دیگه زمینی نیست اونم خدایی میشه.

این بچه هایی که سالها تو بد ترین شرایط تو جبهه ها جنگیدن از خرمشهر تا بوکان از آبادان تا مریوان از جزیره مجنون تا کامیاران و................ اینها هم زمینی نبودن چون اربابشون امام حسین (ع) بود.

اونایی که تو گرمای خوزستان از تشنگی جون دادن اونایی که تو سرمای کردستان یخ زدن اون غواصهایی که تو اروند خوراک کوسه شدن یا اونایی که تو کردستان مثل اربابشون حسین(ع) با دهان روزه سر از تنشون جدا شد.چی دیگه میشه گفت.

فرماندهانی که خودشون جلوتر از نیروهاشون حرکت میکردن.فرماندهانی که همیشه مدعی بودند فرمانده واقعی ابولفضله(ع). چی میشه گفت؟

بی انصافی اگه قبول نکنیم زمانی که شهرها آماج حملات موشک بود و هر کدوم از ما به دنبال پناهگاهی بودیم اون بنده های خدا نبرد تن به تن میکردن بیشتر شبیه افسانه است نه؟

اما آخره حقیقته.آره حقیقت واژه ای که سالهاست داره کنج خونه ها رو دیوار مساجد تو نمایشگاه های جنگ داره خاک میخوره و نسل جوان شاید کمترین توجهی نسبت به این مردان خدایی ندارن.

یا باز مانده هاشون آره منظورم جانبازهای شیمیایی. قطع نخاعی ها اونایی که تو آسایشگاهای اعصاب و روان سالهاست که به خاطر موج خمپاره ها بستری هستند.

همون آدمهایی که شاید با اولین نگاه کمی ازشون فاصله بگیریم.اینا روزی برای خودشون کسی بودن.دلاوری بودن. به خاطر آسایش منو شما تو این حال و روز هستن.

اگر یه سر بهشت زهرا(ع) رفته باشید که حتما رفتید وقتی یه سر میری کنار قبر شهدا نکات جالبی دست گیرت میشه.یه نگاه به عکساشون بنداز روی سنگ مزارشون ببین چیا نوشته یا سنشونو نگاه کن.آره خیلی از منو شما زیباتر خیلی از منو شما با تحصیلات تر خیلی هم از سن الان منو شما جوون تر پس چرا تو اوج لذت جوونی دست از همه چیزشون کشیدن و رفتن؟؟/

جوابش فقط رضای خداست .جوابش فقط اینه که نمیخواستن آب و خاک این مملکت لگد مال چکمه یه مشت حرومیه از خدا بیخبر بشه.نمیخواستن ناموس منو شما به چنگال یه مشت از خدا بی خبر بیافته رفتن و جونیشونو با خدا معامله کردن و الحق هم چه سودی کردن.

وقتی میگم نخواستن ناموس منو شما به دست این از خدا بیخبرا بیافته برای بازار گرمی نیست .

رفیقی داشتم بچه اطراف هویزه بود میگفت :با این که بچه بودم و لی این صحنه خوب یادمه وقتی عراقیها نزدیک هویزه شدن اگر زنی بدستشون اسیر میشد برهنه از لوله تانک آویزونش میکردن و برای شکستن غرور ایرانیها تو شهر می چرخوندن.

میگفت زن بیچاره ای رو دیدم به همین وضعیت که با صدای بلند از رزمنده هایی که در کمینها سنگر گرفته بودن التماس میکرد با یه تیر خلاصش کنن.بعد هم دست آخر زن بیچاره رو وقتی از لوله تانک آویزون بود از بالای سرش یه گلوله تانک شلیک میکردن حالا خودتان بگیرید وقتی با اون وضعیت از بالای سر کسی با دست بسته گلوله ای با اون کالیبر شلیک بشه موجش با آدم چیکار میکنه .

این بچه ها این صحنه ها رو دیدن و تا آخرین قطره خونشون مثل ارباب بیکفنشون امام حسین(ع) ایستادگی کردن و خیلیهاشون بعد از گذشت سالها یه پلاکشون هم پیدا نشد.

بی انصافیه با هر طرز فکری با هر دین و آئینی با هر گرایشی یادی از این پهلوانان بی ادعا چه در لباس ارتش چه در کسوت سپاهی و بسیجی چه در پوشش ژاندارمری سابق یا نیروی انتظامی نکنیم.

بیشتر به یادشون باشیم .اونا از ما چیزی نمیخوان این وظیفه ما هاست.

به یاد تمامی شهدای گمنامی که غریبانه سر بر دامان معشوقشان نهادند.

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 22:27  توسط khadem  | 

دست نوشته شهید علم الهدی

شهید علم الهدی در سنگر اینگونه مینوسد:

من در سنگر تنها هستم،در این خانه محقر،در این خانه فریاد و سکوت،فریاد عشق و سکوت تنهایی،در این خانه سرد و گرم،سردی زمستان و گرمای خون در این خانه ساکن و پر جنب و جوش و خروش،سکوت در کنار رودخانه و هیجان قلب و شورشهادت،خانه بی شکل و زیبا،بی شکلی ساختمان و زیبایی ایمان،خانه کوچک و با عظمت،

کوچکی قبرو عظمت آسمان

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 22:1  توسط khadem  | 

رفیق دل

زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباترست

(شهید محمد احمدی روشندل)

اینم عکس طلبه عزیزمون شهید محمد روشن دل

اینم یه عکس دیگه

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:47  توسط khadem  | 

شهید آوینی

شهید اوینی

 

کربلا حرم حق است

 

 شهید اوینی

وهیچکس را جز یاران امام حسین(ع) راهی بسوی حقیقت نیست،

کربلا ما را نیز در دخیل کربلاییان بپذیر.

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 19:5  توسط khadem  |